حادثه تلخ مدرسه شجره طیبه میناب، زخمی بر وجدان عمومی بر جای گذاشت؛ زخمی که تنها با حقیقت، پاسخگویی و اصلاح التیام خواهد یافت.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «رودبار ما»؛ زینب پورحیدر در یادداشتی نوشت: گاهی یک حادثه، از چارچوب خبر خارج میشود و به بخشی از حافظه جمعی یک ملت بدل میگردد. حادثه تلخ مدرسه شجره طیبه میناب نیز از همین جنس است؛ رویدادی که نهفقط خانوادههای درگیر، بلکه افکار عمومی را در اندوه و بهت فروبرد. وقتی کودکان که نماد معصومیت و آینده یک سرزمیناند، در متن یک حادثه قرار میگیرند، دیگر سخنگفتن از آمار و گزارش کافی نیست؛ آنچه باقی میماند، زخمی است که بر وجدان جامعه نقش میبندد.
مدرسه، پس از خانه، امنترین پناهگاه کودک است. والدین هر صبح فرزندان خود را با هزار امید راهی کلاس درس میکنند؛ به این امید که چیزی جز دانش، مهارت، دوستی و خاطرهای خوش نصیبشان نشود. اما هرگاه امنیت این محیط خدشهدار شود، تنها یک حادثه رخ نداده است؛ بخشی از اعتماد خانوادهها نیز آسیب میبیند. اعتماد، سرمایهای است که بهآسانی به دست نمیآید و اگر ترک بردارد، ترمیم آن زمان و صداقت میطلبد.
کودکان، توان دفاع از خود را ندارند و همین موضوع، مسئولیت جامعه را دوچندان میکند. قانون، اخلاق و وجدان انسانی همگی بر یک اصل تأکید دارند؛ حفاظت از کودک، وظیفهای همگانی است. از مدیر مدرسه و معلم گرفته تا نهادهای مسئول، همه در برابر سلامت جسم و روان دانشآموزان مسئولاند. این مسئولیت تنها بهروز وقوع حادثه محدود نمیشود؛ بلکه پیش از آن، در پیشگیری، آموزش، نظارت و فراهمکردن محیطی ایمن معنا پیدا میکند.
آنچه بیش از هر چیز جامعه را رنج میدهد، احساس قابلپیشگیری بودن برخی از این حوادث است. هر بار که حادثهای برای دانشآموزان رخ میدهد، این پرسش در ذهن مردم شکل میگیرد که آیا میشد از وقوع آن جلوگیری کرد؟ آیا همه استانداردها رعایت شده بود؟ آیا نظارت کافی وجود داشت؟ پاسخ صادقانه و شفاف به این پرسشها، حق افکار عمومی و خانوادههای آسیبدیده است.
در کنار رسیدگی حقوقی و قضایی، نباید از زخمهای ناپیدا غافل شد. بسیاری از کودکان، حتی اگر از نظر جسمی آسیبی جدی ندیده باشند، ممکن است تا سالها با ترس، اضطراب یا خاطرات تلخ آن روز زندگی کنند. این زخمها با دارو درمان نمیشوند؛ به حمایت روانی، همدلی و همراهی نیاز دارند. جامعهای که به آینده خود میاندیشد، سلامت روان کودکان را بهاندازه سلامت جسم آنان جدی میگیرد.
حادثه شجره طیبه میناب باید نقطه آغاز اصلاح باشد، نه پایان یک خبر. بازنگری در استانداردهای ایمنی مدارس، آموزش مدیریت بحران، افزایش نظارت، تجهیز مراکز آموزشی و پاسخگویی شفاف مسئولان، کمترین انتظاری است که مردم دارند. اگر هر حادثه، تنها با چند وعده و چند خبر از حافظه مدیران پاک شود، احتمال تکرار آن همچنان باقی خواهد ماند.
تاریخ نشان داده است که ملتها نهفقط با پیروزیهایشان، بلکه با نحوه مواجهه با بحرانها نیز شناخته میشوند. اگر در برابر چنین رخدادهایی، مسئولیتپذیری، صداقت و اصلاح جایگزین توجیه و فراموشی شود، میتوان امیدوار بود که رنج امروز، سرمایهای برای امنیت فردا باشد. اما اگر بیتفاوتی بر تصمیمها سایه بیفکند، این زخم هر بار با حادثهای دیگر تازه خواهد شد.
شجره طیبه میناب، امروز تنها نام یک مدرسه نیست؛ نام زخمی است که بر دل بسیاری نشسته است. زخمی که شاید روزی از تیتر رسانهها کنار برود، اما از ذهن خانوادهها و حافظه جامعه پاک نخواهد شد. نسلهای آینده، این حادثه را نهفقط بهخاطر تلخی آن، بلکه بهخاطر واکنش ما به آن به یاد خواهند آورد؛ اینکه آیا از این رنج، درسی برای ساختن آیندهای امنتر گرفتیم یا اجازه دادیم درد کودکان، در میان هیاهوی اخبار روزمره به فراموشی سپرده شود.
جامعهای که کودکانش را در اولویت قرار دهد، آیندهای مطمئنتر خواهد داشت. احترام به امنیت، کرامت و آرامش کودکان، نه یک انتخاب، بلکه وظیفهای ملی است. شجره طیبه میناب باید برای همه ما یادآور این حقیقت باشد که هیچ پیشرفتی ارزشمندتر از حفظ جان، سلامت و لبخند کودکان این سرزمین نیست؛ لبخندی که نباید هیچگاه قربانی غفلت، بیتوجهی یا ضعف در مسئولیتپذیری شود.

