به گزارش پایگاه خبری «رودبار ما»؛ زینب پورحیدر در یادداشتی نوشت: گاهی تاریخ، زخمی بر پیکر یک ملت مینشاند که باگذشت سالها نه التیام مییابد و نه از حافظه جمعی پاک میشود. بمباران شیمیایی سردشت از همین جنس است؛ جنایتی که تنها یک شهر را هدف قرار نداد، بلکه انسانیت، حقوق بشر و وجدان جهانی را به چالش کشید. هفتم تیرماه ۱۳۶۶، درحالیکه مردم سردشت روزی عادی را سپری میکردند، هواپیماهای رژیم بعث عراق با بمبهای حاوی گاز خردل، آسمان این شهر مرزی را به صحنه یکی از تلخترین فجایع قرن بیستم تبدیل کردند.
آن روز، نه پادگانی بمباران شد و نه موضعی نظامی. هدف، خانههای مردم، بازار، خیابانها و کوچههایی بود که کودکان در آن بازی میکردند و خانوادهها در آن زندگی عادی خود را میگذراندند. زن، مرد، کودک و سالمند، بیآنکه فرصت فرار یا حتی درک ماهیت حمله را داشته باشند، در معرض گازی قرار گرفتند که آثار مرگبار آن تا سالها بعد ادامه یافت.
بسیاری در همان ساعات نخست جان باختند و هزاران نفر نیز با جراحات جسمی و روحی، زندگی تازهای را آغاز کردند؛ زندگی با درد، سرفه، نابینایی، سوختگی و رنجی که هرگز پایان نیافت.
سردشت، نخستین شهر جهان پس از جنگ جهانی دوم بود که به طور گسترده با سلاحهای شیمیایی هدف قرار گرفت. این واقعیت، اهمیت تاریخی این فاجعه را دوچندان میکند. بااینحال، برخلاف انتظار، واکنش جامعه جهانی در آن زمان نه در شأن ابعاد این جنایت بود و نه متناسب با اصولی که همواره از حقوق بشر سخن میگویند. سکوت بسیاری از دولتهای مدعی دفاع از انسانیت، پرسشی بزرگ را در برابر افکار عمومی جهان قرارداد؛ چگونه ممکن است استفاده از سلاحهای ممنوعه علیه مردم غیرنظامی با چنین بیتفاوتی مواجه شود؟
تلخی ماجرا تنها بهروز حادثه محدود نماند. گاز خردل، سلاحی نیست که اثرش با پایان انفجار تمام شود. این ماده شیمیایی سالها در جسم قربانیان باقی میماند و آرامآرام سلامت آنان را میگیرد. بسیاری از مجروحان سردشت دههها پس از حادثه، همچنان با مشکلات شدید ریوی، چشمی، پوستی و حتی بیماریهای ناشی از آسیبهای ژنتیکی دستوپنجه نرم میکنند. خانوادههای بسیاری، هنوز هر روز با خاطرات آن فاجعه زندگی میکنند و هزینه جنایتی را میپردازند که هیچ نقشی در وقوع آن نداشتند.
بمباران شیمیایی سردشت، صرفاً یک واقعه تاریخی نیست که در کتابها ثبت شده باشد؛ بلکه هشداری همیشگی درباره خطر سلاحهای کشتارجمعی است. این حادثه نشان داد زمانی که منافع سیاسی بر ارزشهای انسانی غلبه کند، قربانی نخست، مردم بیدفاع خواهند بود. اگر جامعه جهانی در برابر چنین جنایتهایی واکنش قاطع و بازدارنده نشان ندهد، احتمال تکرار آن در هر نقطهای از جهان وجود خواهد داشت.
امروز که ۳۹ سال از آن روز تلخ میگذرد، سردشت همچنان زنده است؛ شهری که باوجود همه دردها، ایستادگی را معنا کرده است. جانبازان شیمیایی این شهر، روایتگران زنده جنایتی هستند که نباید به فراموشی سپرده شود. آنان نهتنها با بیماریهای جسمی، بلکه با خاطرات تلخ و آسیبهای روحی سالهاست زندگی میکنند و همچنان چشمانتظار توجه و حمایت بیشتر هستند.
نسل جوان شاید جنگ را ندیده باشد، اما باید بداند امنیت و آرامش امروز، حاصل ایثار و رنج مردمانی است که در سختترین شرایط مقاومت کردند. روایت سردشت، تنها بازگویی یک خاطره نیست؛ بلکه بخشی از هویت تاریخی ملت ایران و سندی انکارناپذیر از مظلومیت مردمی است که قربانی سلاحهای ممنوعه شدند.
انتقال این حقیقت به نسلهای آینده، وظیفه رسانهها، پژوهشگران، معلمان و همه کسانی است که دغدغه حفظ حافظه تاریخی ملت را دارند.
سالروز بمباران شیمیایی سردشت، فرصتی برای تجدید عهد با حقیقت و عدالت است. یاد شهدای این فاجعه را گرامی میداریم، به جانبازان شیمیایی ادای احترام میکنیم و از جامعه جهانی میخواهیم که اجازه ندهد چنین جنایتهایی در هیاهوی سیاست به فراموشی سپرده شود.
سردشت، تنها نام یک شهر نیست؛ نماد مقاومت، مظلومیت و هشداری همیشگی برای وجدان بشریت است؛ شهری که هنوز، پس از گذشت ۳۹ سال، بوی خردل میدهد و روایتش باید برای همیشه در تاریخ زنده بماند.

